مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

27 خرداد ماه 1391

سلام عشقم: دخترم 2 روزه كه تب شديد داره، و بي حال و هيچي هم نمي خوره. كه اونم به خاطر دندوناش كه داره جديد درمياره. إن شاءالله كه زودتر خوب بشي نفسم. اين هم يه سري عكس از يكي دو ماه پيشه كه انداختي. روز مادر كه مهد كودك بهتون ليواني كه دستت هست را دادند با شربت.   فيگور عشق مامان جلوي مدرسه دايي امين كه رفته بوديم دنبالش دايي امين، مهديس، دوست دايي (امير مهدي) توي حياط مدرسه رفته بودم دنبال مهديس ديدم همه بچه ها اومدند جلوي در و من هم ازشون عكس گرفتم از راست به چپ (دانيال، رايا گلي، آويسا، مهديس) دانيال جون همكلاسي مهديس ...
27 خرداد 1391

روز پدر مبارك

سلام عشقم. روز پدر رو از طرف خودم و خودت به بابا و پدربزرگاي مهربونت تبريك مي گم. میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . . پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون                                       با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها              &...
17 خرداد 1391

عكسهاي عشق ماماني توي فروردين ماه 91

سلام عشق قشنگم. اونقدر دوست دارم كه هرچي بگم كمه. (عـــــــــــــــشــــــــــق منــــــــــي) دوستان عزيزم: مهديس خانوم ما ديگه خيلي شيطون شده و توي خونه حرف حرف خودشه. و عروسكاش رو هم مياره هر چي كه مي خوره به اونها هم مي ده. راستي مهديس هم عين مامانش عاشق ترشيجاته و الان هم كه فصل گوجه سبز و تا مي بينه داد ميزنه كه من من، مانه من.و جاي لواشك ها رو هم ياد گرفته و مي ره خودش در كابينت رو باز مي كنه و تا جاي كه توي دستاش جا مي شه برمي داره و مي ره يه گوشه مي شينه و باز مي كنه و مي خوره. كلمات جديدي كه مي گه: اِدي ..........بابا مهدي امين..........دايي امين. ادل........... زن عمو عسل مون...........نون دَدَف......
2 خرداد 1391
1